تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 

"رقص باران" مراسمي است كه برخي از قبايل سرخ پوست  از سالها پيش براي آمدن باران اجرا مي كرده اند اين.مراسم هر ساله برگزار مي شود. انبوهي از برنامه هاي سازمان يافته براي اجراي مناسك رقص باران تدوين  و اجرا مي شود كه تاثيري بر هواي پس از آن ندارند اما كساني كه در آن مراسم شركت مي كنند فكر مي كنند دارد و با تعصب خاصي از آن برنامه ها دفاع مي كنند و چشم بسته آن را با شور و هیجان تمام اجرا مي كنند ، افزون بر اين بسياري از توصيه ها و دستور هاي مربوط به برنامه ريزي و سازماندهي درباره بهتر كردن رقص است نه تغيير هوا.يعني اصل و مقصود اصلي كه همان دعا براي بارش باران است فراموش شده و به جاي پرداختن به هدف  به شكل و ظاهر قضيه توجه بيشتري مي شود و هدف و محتوا فراموش مي شود.

با نگاهي به شيوه ي برگزاري مراسم هاي مذهبي در ايران در سال هاي اخير مخصوصا مراسم عزاداري در ماه محرم به نظر مي رسد كه اصل قضيه فراموش شده و بيشتر هم و غم مسئولين و افراد برگزار كننده مراسم و حتي شركت كنندگان در مراسم به نحوه ي برگزاري مراسم است نه محتواي مراسم.نگاهي به مراسم هاي خاص ماه محرم مانند سينه زني ، زنجير زني ، شور گرفتن، استفاده از علم و كتل و راه اندازي هيات هاي خياباني و نحوه ي پذيرايي از مردم اين موضوع را بيشتر روشن خواهد كرد كه نحوه برگزاري مراسم بيشتر براي تعريف و تمجيد ، چشم و هم چشمي  و رو كم كني هيات هاي كوچه ها و محله هاي  ديگر است تا خود امام حسين و آن چيزي كه اصلا به آن توجه نمي شود هدف از برگزاري از مراسم و درس گرفتن از فلسفه ي عاشورا و قيام امام حسين است...مداحي بهتر است كه بيشتر احساسات مردم را تحريك كند و مردم را به گريه بيندازد،هياتي بهتر است  كه  نهار و شام بهتري بدهد....گروهي بهتر است كه علم و كتل بيشتري داشته باشد و تعداد پره هاي كتل نشان دهنده بزرگي و قدرت و همت بيشتر جوانان حسيني هيات !!! است....اين توجه به ظاهر  و ظاهر سازي و فراموش كردن محتوا در سال هاي اخير حدت و شدت بيشتري گرفته است تا آنجا كه در حين بر گزاري مراسم در سطح خيابان آنجا كه دو هيات مختلف به هم مي رسند اوج اخلاص در برگزاري مراسم با ادعاي اولويت و برتري ،خط و نشان كشيدن ، دعوا و كتك كاري و فحش هاي ركيك جوانان عزادار حسيني دو هيات بيشتر نمايان مي شود و جالب تر اينكه در اين گير و دار بزرگان و ريش سفيد ها نيز آتش بيار معركه مي شوند و درگير اين جريانات مي شوند.....

استفاده از شمايل و نقاشي تصاويرجواناني  ورزيده و خوش سيما  به نام تصاوير امام حسين(ع) و ابوالفضل(ع)،مدت زمان حمل يك كتل توسط يك جوان كه احتمالا نذر هم كرده است بدون در نظر گرفتن عوارض و مشكلات بعدي مانند كمردرد و گردن درد و به رخ كشيدن زور بازو و هيكل  بدن سازي كه با آمپول و دارو ، مخلصانه !!!! و از روي اعتقاد عميق قلبي به هدف امام و نه براي تظاهر به زور بازو و نشان دادن قدرت و توان به حاضرين و تماشاگران كنار خيابان !!!! ،كندن لباس در هنگام شور با تاكيد مداح هيات به نام كندن لباس دنيا و نشان دادن قرمزي بدن بر اثر شدت كوبيدن بر سينه با مشت و دست  جهت قبولي عزا داري و دست خالي از مراسم بيرون نرفتن ، گل مالي سر و صورت و لباس ، قمه زني و خونين مالي كردن سرو صورت، تكرار ريتميك و تكنو نواي حسين حسين با تكان دادن سر و صورت در قالب شور خالصانه عزاداران، استفاده از انواع و اقسام سبك هاي موسيقي در مداحي ها و به صورت  اجراي زنده فلوت و طبل و شيپور و ... ، انواع و اقسام دروغ ها.تحریف ها ، نوحه ها و مداحي هايي كه بيشتر براي گرياندن بيشتر مردم است و تحريك عواطف آنها ، همه و همه نشان دهنده ي توجه به ظاهر است  و جذب بيشتر جوانان و مردم براي مشاهده و نشان دادن قدرت و هيبت و بزرگي هيات عزاداري و فراموش كردن اصل قضيه و فلسفه ي قيام عاشورا كه همان درس آزادگي كه اگر دين نداريد حداقل آزاداندیش باشيد ، اصل فدا كردن خود براي هدفي كه مقدس است ، درس فداكاري و ايثار و از خود گذشتگي ، اصلاح  خود ، بر پايي نماز و ....

 متاسفانه در ديگر مراسم هاي ديني و مذهبي هم اين توجه و ظاهر سازي و فراموش كردن روح و هدف موضوع به چشم مي خورد..مراسم هاي  ماه رمضان.و نحوه  افطاري دادن و تركيب افراد دعوت شده كه به نظر مي رسد مردم مستحق و نيازمند فراموش شده اند ، ريخت و پاش هاي سفره هاي افطاري و تنها تحمل تشنگي و گرسنگي در طول روز و روزه نبودن چشم و زبان  در طول روز و .... مراسم حج و زيارت خانه ي خدا و عتبات عاليات و هم و غم حاجي به نحوه پذيرايي و براي چه كسي چه سوغاتي بياورم كه آبرومند باشد و گشت و گذار و تجارت بجاي زيارت و انجام اعمال و مناسك حج.....و حتي نحوه برگزاري جشن هاي عروسي و عدم توجه به عروس و داماد در مراسم و شعار روز روز آبروداري است بدون توجه به ميزان مقروض شدن عروس و داماد بد بختي كه قرار است تا سالها زير بار اين قرض و قسط  كمر راست نكنند

همه و همه مرا به ياد مراسم رقص باران مي اندازد كه چي بپوشيم و چه بخوريم و كجا بريم كه در شان ما باشد و چطوري برگزار كنيم.....فارغ از توجه به  هدف ، روح و محتواي برگزاري  مراسم....

باز هم محرم در راه است و باز هم امام حسين ، مظلوم اين ایام..باز هم محرم در راه است و ما محو تماشاي شور عزاداران. علم كشون هيات و تماشاي زور آزمایی جوانان بدن ساز محله در زیر کتل ها..... ...به فكرهدف و انگیزه ی صاحب اصلي و مظلوم اين مراسم ها باشيم.......

 

چشم ها را بايد شست، افكار را بايد شست، قلب ها را بايد شست،جور ديگر بايد ديد،جور ديگر بايد بود.....آنگونه كه شايسته است.......

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:50  توسط حسين حيدري  | 

" يادت باشد ، لحظه اي درنگ كن و گل هاي رز را بو كن"*

 

خيلي از ما ممكنه اين جمله ي معروف را شنيده باشيم... در زندگي روز مره و ماشيني خودمان غرق شده ايم و خيلي از مسائل دور و بر خودمان را فراموش كرده ايم آيا در مسير پر تلاطم و گذراي زندگي ،لحظه اي فرصت داريم تا به دنياي اطراف خود نظري كنيم. ما به اندازه اي در برنامه هاي كاري پر مشغله ،اهداف آينده ، و زندگي روزمره گرفتار هستيم كه حتي اطرافيان خودمان را فراموش مي كنيم..همين الان يك لحظه توقف كنيد و نگاهي به اطراف خود تان بيندازيد...آيا چيزي نيست كه مدت ها آن را ناديده گرفته ايد..يك مادر..يك پدر.يك فرزند.يك برادر..يك خواهر..يك همسر..يك دوست..يك كتاب...يك شخص و يا يك چيز كه مدتهاست به فكرش نبوده ايم و يا بهتر بگويم از يادمان رفته است.

كافي است نگاهي به اطراف خودمان بيندازيم و ببينيم كه چه  معجزاتي هر روز كنار ما اتفاق مي افتد و ما از  كنار آن بي توجه مي گذريم...يك لبخند...يك نگاه ..يك اميد..يك آرزو..يك زندگي..

بعضي وقت ها بهتر است لحظه اي درنگ كنيم و به اطرافمان خوب نگاه كنيم وديدني ها را ببينيم ، واقعيت هايي كه در كنار ما هستند و بي توجه به آنها شتابان در حال گذريم..آنقدر درگير قسط ، وام ، كرايه خانه، مهموني ، گراني ،‌تورم،خريد مسكن ،اضافه كار ، حقوق بيشتر ،پاداش ، پست بالاتر ، جلسه ، درس ، دانشگاه و مدرسه هستيم كه يادمان رفته دور و برمان چه افراد نازنيني زندگي مي كنند و برايشان وقت نداريم ، چه كارهاي عقب افتاده اي كه امروز و فردا مي كنيم ...همين الان يك لحظه  مكث كنيد و نگاهي به اطرافتان بيندازيد..شايد فردايي نباشد و آن وقت است كه افسوس مي خوريم ولي افسوس كه افسوس ندارد ثمري.يلدا ..نوروز و همه اين ايام قراردادي است بين ما  و محيط . منتظر اين قراردادها..این ایام خاص نمانيم كه هر لحظه ..هر ساعت و هر روز در کنار هم بودن و با هم بودن غنیمت است...

 

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم        شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

 

.يك لحظه مكث كنيم تا واقعيت زندگي را ببينيم..نگاه كنيم كه در آن لحظه چه چيزي پيش روي ما در حال روي دادن است..اگر چنين كنيم پي خواهيم برد كه آن لحظه تمام آن چيزي است كه وجود دارد و مهم تر از آن اين است كه ما  ارزش زندگي و زنده بودن را درك خواهيم كرد.

 

لحظه اي درنگ كنيم و گل سرخي را كه مي بينيم بو كنيم..نشانه ها  مي آيند و مي روند، هر روز در كنار ما معجزاتي اتفاق مي افتد اما ما چقدر بي توجه هستيم و چشمانمان را روي اين معجزات و نشانه ها بسته ايم.زماني كه با گام هاي آرام وارد زندگي پيرامون خود شديم ، در حق خودمان لطفي كرده و براي درك حقيقت هستي ، آهسته و آرام تر قدم برداريم... شايد فرصت هاي بسيار شگرف و بسيار جالب پيش رو داشته

 

 باشيم..پس همين حالا همان جايي كه هستيد ، لحظه اي درنگ كنيد...

 

و همين گلي كه امروز لبخند مي زند

 

فردا خواهد مرد(برگرفته از وبلاگ سرود سكوت: http://mahla64.blogfa.com/)

و فروغ شعر ایران چه زیبا سروده است:

چه گریزیست ز من ؟
چه شتابیست به راه ؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه ؟
مرمرین پله ي آن غرفه عاج
ای دریغا که زما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است

نه چراغیست در آن پایان
هر چه از دور نمایانست
شاید آن نقطه نورانی
چشم گرگان بیابانست

می فرومانده به جام
سر به سجاده نهادن تا کی ؟
او در اینجاست نهان
می درخشد در می
گر بهم آویزیم
ما دو سرگشته ي تنها چون موج
به پناهی که تو می جویی خواهیم رسید
اندر آن لحظه ي جادویی اوج
!

 

 پي نوشت:  * با الهام از كتاب سوپ جوجه براي روح نوشته ي جك كنفليد و مارك ويكتور هنسن ترجمه ي معصومه اعقابي .

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 8:50  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM