تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 
 

هر كجا هستي

 دلت سبز

آرزوهايت سبز تر

 ابر چشمانم گر ببارد

               خاك كويت سبز تر

 در اين روزها كه با خوشحالي كفشای نو مون رو مي پوشيم به ياد كساني باشيم كه كفش ندارن....وقتي جوراب نو مي پوشيم بدونيم كه جوراب خيلي  ها سوراخه..شلوار نو مي پوشيم يادمون نره كه خيلي ها شلواراي وصله دار مي پوشن و پيراهن نو  كه مي پوشيم به ياد بياريم افرادي كه دكمه اي پيراهنشون دو تا يكي  افتاده و بعضي وقتا هم جاي خالي دكمه ها رو با يه سنجاق قفلي يا چند تا گره ي نخ پر كردن......

بياييم هر كدم از ما امسال تا اونجايي كه در توانمون هست دل چند نفر رو شاد كنيم و حسرت خيلي از چيزاي كوچيك رو به دل  كسايي كه به اين چيزاي كوچيك توجه مي كنن وبراشون مهمه مخصوصا بچه ها نذاريم....يادمون باشه كه قلبمون رو از چيزايي كه دوست نداريم و زياد برامون مهم نيست خالي كنيم تا جا براي چيزايي كه دوست داريم و برامون مهمه باز بشه...

بيايين با هم به 3 نفر از بچه هايي كه اين روزا با حسرت به ويترين مغازه ها نگاه مي كنند ، يا با حسرت به بچه هايي كه دستاشون تو دست مامان باباهاشونه و مي رن خريد زل ميزنن..به اونايي كه ميشناسيمشون و دور برمون هستند  و هر روز تو كوچه و محله مون مي بينمشون كمك كنيم...اين  خريد عيد برا بزرگترا ي اونا خيلي مهم نيست ولي برا بچه ها با اون معصوميتي كه دارن به نظرم  خيلي مهمه....به نظر شما مهم نيست؟.

حاضرين با هم اين بازي رو كه من اسمش رو مي ذارم بازي قلب هاي مهربون شروع كنيم ودوستامون  روهم به اين بازی دعوت كنيم ؟؟؟

دوست خوبم خانم ویدا محسنی تو پست کمک به فرشتگان زیبای کشورمان  به این مطلب اشاره کردند.. حتما ببینین و اونایی که وقت این بازی  ندارن رو  اینجوری به این بازی دعوت کنین....

.................................................................

پ.ن : 1-.همه ي ما تو كمد هاي لباسيمون پره از لباسايي كه چند وقته خريديم  و بعد ار چند بار پوشيدنشون ديگه اونا رو نمي پوشيم حالا يا برا ما از مد افتاده يا اينكه  جو گير شديم و يه لباس يا كفش خريديم و رسيديم خونه ديديم كه اصلا خوشمون نمي آد ازش و الانم يه گوشه ي كمدمون آويزونه و فقط جا يي رو اشغال كرده......

بياييم اونا رو هم به اونايي كه نياز دارن ببخشيم ..اينقدر اين كار لذت بخشه برامون كه فكر مي كنم حيفه اين لذت  و بخشيدن يه لبخند به چهره ي ديگران خودداري كنيم...

2-دم همه اونايي كه تو خونه تكوني دلشون ما رو دور نريختن گرم...ما هم سعي مي كنيم زياد جا نگيريم......

۳- سال نو رو بهتون تبریک می گم ..امیدوارم در سال جدید همراه با تحول طبیعت در زندگیتون تحولات مثبت زیادی اتفاق بیفته و در کنار خانواده ی محترم لحظات زیبایی رو با سلامتی و نشاط سپری کنین...در  سال ۸۶ من نکته های خوب و ارزشمندی رو از شما ها یاد گرفتم بابت همه ی اونا ممنونم.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 18:29  توسط حسين حيدري  | 
 

يكي از چيزايي كه هر روز تو مطبوعات و رسانه ها باهاش سر وكار داريم مصاحبه هاي افراد مختلف و بيان انگيزه اصلي خودشون از كاريه كه به آن مشغول هستند ... اولین چيزي كه همه به آن استناد مي كنند اينه"بخاطر مردم" من ميخواهم نماينده شوم  ..بخاطر مردم من این کار رو انجام دادم..بخاطر مردم من مسئوليت مي پذيرم..بخاطر مردم من فيلم می سازم..فيلم بازي مي كنم...فوتبال بازي مي كنم...از اين تيم به آن تيم...از اين شهر به آن شهر و ......چقدر دور بر ما آدماي فداكار زيادند افرادي كه اصلا منافع شخصي براشون مهم نيست و فقط احساس مسئوليت مي كنند و اگر وارد صحنه نشوند عذاب وجدان مي گيرند كه چرا مي تونستند به مردم خدمت كنند و نكردند و ممكنه به سبك زاپني ها حتي دست به خود كشي هم بزنند.......شما چه حسي بهتون دست ميده وقتي يه سياستمدار، ورزشكار، هنرپيشه و .....اينجوري مي گه.....مردم چقدر تو اين منافع ، مسئوليت ها ، قرارداد ها و.... سهيمند؟؟؟....

فكر مي كنيد اون سياستمدار كه به نام مردم وحمايت از اونا  مسئوليت گرفته از حال و روز مردم خبر داره؟...اون ورزشكار كه بخاطر مبلغ قراردادش تيمش رو به راحتي عوض مي كنه..احساس اون بچه اي رو كه به عشق تيمش ميره ورزشگاه.. درك مي كنه؟.. ..اون هنرپيشه اي كه وقتي تو خيابون مياد خدا رو بنده نيست  چه برسه به بنده هاش ...چقدر مردم براش مهمه؟......

حرف قشنگ و خوبيه بخاطر مردم ،‌با مردم ، ميان مردم ولي كاش در عمل هم اينگونه باشه و فقط شعار نباشه...بخدا خيلي مردم خوبي داريم كه سكوي پرتاب سياستمدارا ، ورزشكارا ،‌هنرپيشه ها و ... ميشن...اگه مردم نباشن كي راي ميده..كي تشويق مي كنه..كي ميره سينما ، كي فيلم ميسازه.كي؟

كاش از ته دل و اعماق وجودمون باور مي كرديم كه "عبادت به جز خدمت خلق نيست"

شعار و كليشه ی" بخاطر مردم" .... خيلي قديمي شده و خيلي تكراري...دو صد گفته چو نيم كردار نيست.....

.......................................................................................

پ.ن:این مطلب رو چند ماه پیش نوشته بودم...اوایلی که وبم رو راه انداخته بودم..دیدم این روزا حال و هواش هست...دوباره آپش کردم...

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:36  توسط حسين حيدري  | 

 

 هنگامي كه براي خريد و يا تفريح سري به خيابان ،پارك، مراكز خريد مي زنيم با نگاه هاي غير معمول و ،دريده و به تعبر ديگر وحشي ،هيز و درنده افرادي مواجه مي شويم كه بي شرمانه به چهره و قيافه ي افراد از جلو و يا از هنگام عبور از عقب خيره مي شوند...اگر مي گويم افراد براي اين است كه در بين مردان و زنان رواج يافته و در تعيين درصد به نظر مي رسد كه مردان پيشتاز اين مقوله هستند و زنان نيز با گذشت زمان سعي مي كنند از اين قافله عقب نمانند..به نظر مي رسد كه خانوادهها  از بيرون رفتن معذبندو با خيال راحت نمي توانند به مراكز خريد و مراكز تفريحي قدم بگذارند...اين رفتارهاي نا بهنجار اين گروه از افراد به اتوبوس هاي خط واحد و حتي تاكسي هاي خطي نيز كشيده شده است.....الان شرايط به گونه اي شده است كه افراد از ترس بلوتوثي شدن حتي در خلوت خود و جمع هاي خانوادگي هم مصون نيستند چه برسد به جشن و حتي خيابان ....جامعه دچار دغدغه و استرس شده است و به راحتي با اعتبار ، آبرو و زندگي افراد در قالب تفريح و ....بازي مي شود....به راستي چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرويد در مطالعه ي رفتار جنسي از دو پديده ي تماشاگر جنسي و نيز عورت نمايي به عنوان دو بيماري در كنار بيماري هايي چون مازوخيسم و ساديسم نام مي برد.تماشاگر جنسي در واقع مبتني است بر ميل و گرايش به نگريستن و مشاهده  كردن خلوت يا عرياني كسي يا گروهي از اشخاص در وضعيتي نامتعارف به قصد لذت بردن يا تحريك شدن مانند نگاه كردن از سوراخ در، پشت پنجره ،ديد زدن حياط همسايه از روي پشت بام ، نگاه كردن به پنجره ي همسايه روبرو به كمك دوربين  ورفتاري از اين قبيل .. عورت نمايي عبارت است از ميل به عرضه كردن خود به قصد صيد لحظه اي كه  نگاه ديگري بر تو مي افتد..انتشار عكس ها و فيلم هايي كه با قصد گرفته و توزيع مي شوند ، انتخاب و پوشيدن آگاهانه ي لباس هايي كه در قالب مد وارد بازار مصرف مي شود. براي جلب توجه و تحريك جنس مخالف و... از اين نوع هستند

در كنار اين موضوع بحث چشم چراني اجتماعي مطرح مي شود. كه عبارت است از كشش  و كنجكاوي عمومي براي ديدن و كشف كردن خلوت ديگري و دانستن اينكه در پنهان چه اتفاقي مي افتد.در اين مورد  مي توان به مثال هاي متعددي اشاره كرد همانند رواج انواع فيلم ها و عكس ها ي هنر مندان و ورزشكاران از جشن تولد شادمهر و عروسي مهدوي كيا جشن قهرماني تيم استقلال  تا فيلم  چند دقيقه اي هنر پيشه ي زن  ايراني و بلوتوث انواع  عكس هاي هنرمندان ايراني درجشن ها و مناسبت هاي مختلف خانوادگي و گاها عمومي.....

به راستي چرا؟ چرا ما سعي داريم وارد زندگي خصوصي افراد شويم و دانستن اينكه مثلا محمد رضا گلزار چه غذايي را دوست دارد چه تفريحاتي انجام مي دهد يا اينكه هديه تهراني اوقات فراغت خود را چگونه مي گذراند چه لذتي براي ما دارد؟اين  اصرار به دانستن زندگي خصوصي افراد و بر هم زدن  خلوت خصوصي افراد حاكي از چيست و دليلش چه مي تواند باشد.؟؟

زماني دكارت فرياد مي زد من مي انديشم پس هستم در درون دژ محكم خود ..الان بايد چه بگويد حتما اگر بود مي گفت من را مي انديشند ، من را فكر مي كنند ،‌من را مي بينند پس هستم. ..دركنار همه ي اين مسائل نقش تكنولوژي نيز بسيار پر رنگ است  چرا كه كمك مي كند كه اندروني افراد به سوژ ه اي عمومي تبديل شود در قالب عكس ، سي دي و بلوتوث و ....و به تعبير جامعه شناسان " بدن انسان تبديل مي شود به بدنه ي اجتماع"

در جوامع غربي ميل به شفافيت و از ميان رفتن ممنوع ها باعث مي شود كه مرز ميان  حريم خصوصي و عمومي افراد به هم بريزد و تبديل به سوژه اي عمومي شود و بر عكس در جامعه ي ما ميل به پنهان كردن عامل شكل گيري اين هيزي تعميم يافته است..تعميم يافته از آن جهت كه همه ي ما خواسته يا ناخواسته يا بدنبال ديدن فيلم زندگي خصوصي افراد هستيم يا اخبار آن را دنبال مي كنيم يا آنقدر در مطبوعات و كوچه و خيابان و اداره و اتوبوس وتاكسي  در اين مورد صحبت مي شود كه ما هم در جريان كل ماجرا قرار مي گيريم...و همين كنجكاوي است كه باعث مي شود درامد تكثير و توزيع  فيلم زهرا امير ابراهيمي طبق گفته ي منابع رسمي حدود 4 ميليارد تومان شود البته اين آمار رسمي است و آمار واقعي به نظر مي رسد خيلي بيشتر باشد... به نظر مي رسد بايد تلاش شود تا ممنوع ها را جور ديگري تعريف كنيم و درباره ي آن باب گفتگو و صحبت باز شود تا اين فاصله هاي نجومي ميان خلوت و حضور ، ميان واقعيت و ذهنيت هاي متغير كمتر شود و كنجكاوي براي "آنچه در خلوت مي شود" كمتر شود.ممنوع ها براي هر فرد و جامعه اي مخصوصا ما كه در جامعه اي مذهبي و اخلاقي زندگي مي كنيم ضروري اند اما بايد دوباره تعريف شوند...شما چه فكر مي كنيد؟

 

پ.ن.: اين مطلب بر اساس گفتگوي ويژه..سوسن شريعتي با-اعتماد..كه در هفته نامه ي چشم انداز جنوب در تاريخ 16 بهمن 86  نيز چاپ شده ،تهيه شده است.

 

  نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 12:32  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM