تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 
 

چقدر ما فيلم بازي مي كنيم تو زندگي مون؟از وقتي به دنيا ميايم تا وقتي مي ميريم همه اش فيلم و ظاهر سازي..همه اش تظاهر و ريا....تا حالا دقت كردين و از خودتون پرسيدين چرا ما اينجوري هستيم؟؟هميشه سعي مي كنيم مردم ندونن ما چه جوري زندگي مي كنيم..چي مي خوريم و اوضاع و احوالمون چطوريه..نمي دونم اين روحيه از كجا اومده..ولي هر چي هست تو ذات ما ايراني هاست....مثلا ما ايراني ها هميشه يه اتاق داريم تو خونه هامون به نام اتاق پذيرايي يا به قول قديمي ها مهمانخانه يا اتاق مهمان ..تو اين اتاق نوع وسايل و امكاناتي كه مي ذاريم كاملا با وسايل اتاقاي ديگه فرق مي كنه...پرده هاي نو..فرش هاي تمييز....ظروف غذا خوري شيك و .....چرا خودمون نيستيم هيچ وقت؟ چرا پز چيزايي رو مي ديم كه نداريم يا نيستيم؟؟اين ناشي از حس خود كم بيني ماست يا غرور ما؟ ناشي از تمايلات ماست يا ذاتي است؟ناشي از حس چشم و هم چشمي است يا روحيه ي برتري جويي ما؟؟ اينكه هميشه با جيب خالي پز عالي مي ديم...اينكه نون و ماست مي خوريم و سبيلمون رو چرب مي كنيم كه مثلا  بوقلمون خورديم...يه جورايي دارم فكر مي كنم همه مون اينجوري هستيم...مردمي شعار گرا نه عمل گرا...دوست داريم  مردم فکر کنند ما چقدر خوبیم چقدر خوب زندگی می کنیم..بهترین غذا ها رو می خوریم..بهترین لباس ها رو می پوشیم  ..هیچ مشکلی نداریم...اهل مطالعه هستیم و اهل تفریح و مسافرت اونم کشورهای اروپایی !!! ...در حالی که اصلا سالی یه صفحه کتابم نمی خونیم و  تا پارک سر کوچه مون هم حاضر نیستیم بریم. دوست داریم جامعه و مردم ما رو با القابمون بشناسند و پست و مقامي كه داشتيم . نه اينكه كي هستيم و چي فكر مي كنيم و برنامه مون چيه...ديدين وقتي مي خوان يكي رو معرفي كنن هزار تا پسوندو پيشوند الكي بهش مي چسبونن کسی هم نیست بگه این آدم اون موقع چیکاره بوده..و عملکردش چی بوده و اصلا تو اون سازمانی که می گن بوده؟؟.....

حرف من اينه چرا بايد خودمون نباشيم؟؟چرااگه قراره مهمون بياد برامون بايد كلي تو زحمت بيفتيم. .كلي خرج و مخارج درست كنيم..چرا اگه قراره يه جشن عروسي برگزار بشه يا يه مراسم ختم بايد كلي هزينه  كنيم  و تا مدت ها قسط و قرضش رو پس بديم....دوست داريم مردم ما رو بهتر ببينن..دست و دلباز..مهمان نواز..آهل ریخت و پاش.. ولي چقدر تلاش مي كنيم خودمون براي بهتر شدن..بهتر بودن..خوب بودن..خوب ديدن.. خوب زندگي كردن....به نظرم اگر خوب زندگي نمي كنيم بايد تلاش كنيم خوب و قشنگ فكر كنيم......

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 17:1  توسط حسين حيدري  | 
 

ما ايراني ها عجب مردمان هنر مندي هستيم يعني از هر انگشتمون يه هنر مي باره ، بي علت نيست كه مي گن هنر نزد ايرانيان است و بس..يكي از هنر هاي بس شگرف ما ايراني ها هنر ماهي گرفتن از آب گل آلوده...بله تا يه تقي به توقي مي خوره همه سعي مي كنيم سريع منافع خودمون رو در نظر بگيريم و از اين فرصت حداكثر استفاده رو ببريم....مثلا  قبلنا تا قيمت بنزين از 80 تومن مي شد 100 تومن سريع همه مون  سعي مي كرديم اين تغيير قيمت رو تفسير به راي كنيم و از قيمت تاكسي ها شروع مي شد كه يه هويي 50 تومن يا صد تومن مي رفت بالا....بعدش نوبت به خوارو بار و سوپري ها مي رسيدو قيمت همه چي مي رفت بالا از ميوه گرفته تا ماكاروني و تايد و شامپو و ...... حالا كه با طرح سهميه بندي بنزين مواجه هستيم(خوب يا بدش الان منظورم نيست) و نمي تونيم  كاري كنيم تحريم اقتصادي و قطعنامه رو بهونه كرديم...مي ري خونه بگيري مي گن الان تو تحريم هستيم و قيمت ها رفته بالا...سوار تاكسي مي شي ميگن تو تحريم هستيم و كرايه ها رفته بالا..كسي نيست بگه آخه تو تحريم كه همه هواي همديگه رو دارن...نه اينجوري كه تا يه مشكل پيش مياد همه به جون هم مي افتيم حالا يا احتكار مي كنيم مثل برنج و روغن و بنزين...يا قيمت ها رو مي بريم بالا مثل خونه و ملك و مسكن يا هم كه به جون هم مي افتيم و كار به دعوا و زدو خورد و بد بيراه و فحش و فحش كاري مي رسه.تو اون چند روزي كه كشور با بحران گاز مواجه بود(اينم يه بحث جداست كه چطور ما دومين كشور توليد كننده  و صادر كننده  گاز جهان هستيم و قطب انرژي جهان ولي بحران گاز داريم تو زمستون...) اينقدر صف نانوايي ها شلوغ بود و همه دعوا مي كردن كه نگو..اينقدر قيمت نون رفته بود بالا كه همه نون بسته اي 150 تومني رو مي فروختن 500،600 تومن و بلكه هم بيشتر.... تو روزای بارونی و برفی  خیلی راحت اونایی که ماشین دارن از کنار هموطنای خودشون که تو بارون و برف و سرما گیر کردن و می خوان زودتر به خونه برسن چه راحت می گذرن و تازه خیلی که هنر کنن  فقط دربست می رن و یا اینکه کرایه ها  رو کلی می برن بالا..حالا شما فكر مي كنين اگه خدايي ناكرده يه اتفاق تو اين مملكت بيفته يا خدايي ناكرده فقط توي تهران كه پايتخت جهان اسلامه(این ادعامون من رو کشته) !!!!!!!!!يه زلزله کوچیک بياد اون وقت مردم چيكار مي كنن؟همه به هم كمك مي كنن؟ همه از خودگذشتگي نشون مي دن؟ همه به تمام جهانيان درس ايثار و اخلاق  مي دن؟ يا مثل هميشه از آب گل آلود ماهي مي گيرن؟ به نظر من اگه يه همچين اتفاقي تو تهران بيفته اون مردم  به هم رحم نخواهند كرد و گوشت همديگه رو هم مي خورن.....حالا هي بشينيم دم از اخلاق بزنيم و جامعه ي اخلاقي و هنر ايراني و ايران اسلامي.............

  نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:21  توسط حسين حيدري  | 

 

سال ها پيش توي هر شهري و منطقه اي يكي  دو نفر بودند كه وضع مالي شون از همه ي مردم اون شهر بهتر بود....اين بهتر بودن وضع مالي در رفتارو كردار و نوع مراسم و جشن هاو سبك لباس پوشيدن و نوع ماشيني كه سوار مي شدن هم معلوم بود..تو اون شرايط كه نه ماشين بود و نه ملك و املاك  ما به اين افراد مي گفتيم ميليونر...كسي كه چندين ميليون پول داره و با پول هاش مي تونه هر كاري كه دلش بخواد انجام بده..هر جايي كه دوست داشت بره..هر غذايي كه دوست داشت بخوره..هر لباسي كه دوست داشت بپوشه...هر ماشيني كه دوست داشت سوار بشه و هر موقع هم كه دلش خواست خونه اش رو عوض كنه و از يه منطقه ي شهر به يه منطقه ي ديگه يا از يه شهر به يه شهر ديگه بره.....چندين ساله كه اين موضوع ديگه رنگ باخته و تورم رواني و تورم واقعي عملا اونايي رو كه صاحب ملك و املاك و يا خونه اي بودند ميليونر كرده  مثلا اگه طرف تو يه خونه ي 80 متري زندگي مي كنه و با قيمت متري 200 هزار تومن خونه رو  چند سال پیش خريده بوده الان با گذشت چند سال خونه اش شده متري  حداقل يك ميليون و هشتصد هزار تومن يعني در عرض چند سال  خونه ي 16 ميليوني اش شده 140 ميليون.. و اين فرد الان به قول معروف ميليونر شده..ولي من به اين جور افراد مي گم ميليونر هاي گدا..چرا ميليونر هاي گدا؟ براي اينكه اين آدم نمي تونه از اين 140 ميليون سرمايه اي كه داره هيچ استفاده اي كنه و شرايط تورمي جامعه به گونه اي هست كه اگه بخواد همين خونه ي 80 متري خودش  رو بفروشه و  تو همون كوچه اي كه زندگي مي كنه يه خونه ي 80 متري بخره بايد چهل پنجاه ميليون ديگه هم حالا با قرض و يا وام و هر راهي كه مي تونه و بلده چه مشروع چه غير مشروع جور كنه  تا شايد بتونه يه خونه 50 متري بخره..حالا اين آدم نه پس انداز داره..نه مسافرت مي تونه بره..نه هر ماشيني كه دوست داشت سوار بشه..نه خانواده اش در رفاه و امنيت رواني و اقتصادي به سر مي بره و نه...حالا شما فكر كنين اين آدم بخواد بره يه كوچه بالاتر يا خدايي ناكرده يه محله و منطقه ي بهتر كه بايد بره بميره و ديگه از اين فكر و خيالا به سرش نزنه.... به نظر شما اين ميليونر گدا نيست؟ديگه ميليونر بودن ارزشي داره. مي تونه پز 140 ميليون سرمايه اش رو بده؟.حالا كه همه البته چندين ميليون سرمايه دارن چه به بركت وام مسكن يا وام خودرو همه ميليونرن و آخر هر ماه هم دستشون تو سرشونه كه چطوري قسط هاشون رو پرداخت كنن..چطوري اين ماه روسر كنن..چطوري بچه شون رو بفرستن دانشگاه..چطوري برن مسافرت....و خيلي از چطوري و چيكار كنم هاي ديگه.....

اينا رو گفتم تا يادمون باشه  با چه بحران هايي مواجه هستيم از بحران فكري و روحي گرفته تا بحران سياسي و اقتصادي و فرهنگي.....فكر مي كنين تو اين بحران و دغدغه ها ديگه تحول و نوآوري اتفاق مي افته؟اين جامعه مي تونه رشد فكري داشته باشه و مبناي كارش بشه خرد گرايي و علم گرايي؟....شما الان كدوم وري هستين ميليونرين؟ يا ميليونرهاي گدا؟ يا دارين براي چند ميليون وام گدايي مي كنين؟ يا ......
  نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 9:56  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM