تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 
دنياي ما پوشيده از قوانين نانوشته اي است كه هر روز با آن ها سر و كار داريم.به بعضي هاشون اعتقاد داريم و بعضي هاشون رو هم ناديده مي گيريم و بهشون توجهي نمي كنيم.به قول پائولو كوئيليو در كتاب كيمياگر هميشه با يه سري گريز ناپذير در زندگي مواجهيم.هيچ شده تا حالا بهشون توجه كنيم...هيچ مي دونين اين قوانين نانوشته چيا هستند...چند تاشون اينان:

قانون علت و معلول :
هر چيز به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي ، علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد ، چه از آن ها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد . چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه تصميم بگيريد كه دقيقا چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.
قانون ذهن :
شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد . پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعا طالب آن هستيد .
قانون عينيت يافتن ذهنيات :
دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست . كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد. زندگي ايده آل خود را با تمام جزييات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد .
قانون رابطه مستقيم :
زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز تفكر و احساسات دروني شما، و عملكرد و تجارب بيروني تان رابطه مستقيم وجود دارد. روابط اجتماعي، وضعيت جسماني ، شرايط مالي و موفقيت هاي شما بازتاب دنياي دروني شماست .
قانون باور :
هر چيزي را كه عميقا باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد كه قبلا به عنوان باور انتخاب كرده ايد . پس بايد باورهاي محدودكنتده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.
قانون ارزش ها :
نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه كه ارزش هايي را كه واقعا به آن اعتقاد داريد بيان مي كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.
قانون انگيزه :
هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني ، خواسته ها و غرايز شما سرچشمه مي گيرد . پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد .
قانون انتظار :
اگر با اعتماد به نفس ، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد. شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تاثير مي گذارد .
قانون تمركز :
هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي ، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند . بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعا طالب آن هستيد .
قانون عادت :
حداقل 95 درصد از كارهايي كه انجام مي دهيم از روي عادت است . پس مي توانيم عادت هايي را كه موفقيت مان را تضمين مي كنند در خود پرورش دهيم ؛ و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيك و غير ارادي انجام نشود ، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم .
قانون انتخاب :
زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افكار خود آزاد هستيم ، كنترل كامل زندگي و تمامي آن چه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است .
قانون تفكر مثبت:
براي رسيدن به موفقيت و شادي ، تفكر مثبت امري ضروري است . شيوه تفكر شما نشان دهنده ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .
قانون تغيير :
تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن .
قانون كنترل :
سلامتي ، شادي و عملكرد درست از طريق كنترل كامل افكار ، اعمال و شرايط پيرامونمان به وجود مي آيد .
قانون مسووليت :
هر چه و هر كجا كه هستيد به خاطر آن است كه خودتان اين طور خواسته ايد . مسووليت كامل آن چه كه هستيد ، آن چه كه به دست آورده ايد و آن چه كه خواهيد شد بر عهده خود شماست .
قانون پاداش :
عالم در نظم كامل به سر مي برد و ما پاداش كامل اعمالمان را مي گيريم . هميشه از همان دست كه مي دهيم از همان دست مي گيريم . اگر از عالم بيشتر دريافت مي كنيد به اين دليل است كه بيشتر مي بخشيد .
قانون خدمت :
پاداش هايي را كه در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد ، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد .
قانون تاثير تلاش :
همه اميدها ، روياها، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سخت كوشي است . هر چه بيشتر تلاش كنيم ؛ موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد .
قانون آمادگي :
در هر حوزه اي موفق ترين افراد ، آن هايي هستند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند . عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است .
قانون حد توانايي:
شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهم ترين كارها وقت كافي هست . هر چه بيشتر كار كنيم كارايي بيشتري پيدا مي كنيم . اما بايد اموري را بر عهده بگيريم كه در حد توانمان باشد .
قانون تصميم :
مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است . در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل مي شود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم .
قانون خلاقيت :
ذهن ما مي تواند به هر چيزي كه باور داشته باشد دست يابد . هر نوع پيشرفتي در زندگي با يك ايده آغاز مي شود و چونتوانايي ما در خلق ايده هاي جديد نامحدود است آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.
قانون استقامت :
معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها ، شكست ها و نااميدي ها ست.استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم ، طبيعتا سرانجام موفق خواهيم شد .
قانون صداقت :
خوشبختي زماني سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم . همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم .
قانون انعطاف پذيري :
در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد ، اما در مورد روش دست يابي به آن ها انعطاف پذير باشيد . در عصر تحولات سريع و رقابت شديد ، اتعطاف پذيري .
قانون خوشبختي :
كيفيت زندگي ما را احساسمان در هر لحظه تعيين ميكند و احساس ما را تفسير خودمان از وقايع پيرامونمان مشخص مي سازد ، نه خود وقايع . هرگز براي اين كه تجربه خوشي از دوران كودكي داشته باشيد دير نيست . كافي است گذشته را مرور كنيد و روشي را كه براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.
قانون تعجيل :
ما همواره دوست داريم كه هر چه زودتر به آرزوهايمان برسيم ، به همبن دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي بي قراريم .
قانون فرصت:
بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي زندگي مان به وجود مي آيد . پس بزرگ ترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ماست .
قانون خود شكوفايي :
شما مي توانيد هر چه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد . آن هايي كه مي آموزند توانا هستند.
قانون بخشندگي :
هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش ، به ديگران خدمت كنيد ، خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد . آن هم از جاهايي كه اصلا انتظار نداريد . شما تنها در صورتي حقيقتا خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان باارزشي هستيد .

كدام يك از اين قوانين رو باور دارين و به كدامشون عمل كردين؟؟؟دوست دارم از تجربه هاتون بگين و از نتايجي كه گرفتين....

پ.ن

۱- اصلا به وجود قانون هاي نانوشته تو زندگي و كائنات اعتقاد دارين؟

۲-قانون مدارين يا قانون گريز؟

۳- دوست داشتن كساني كه دوستمان مي دارند كار بزرگي نيست، مهم آن است كه آنهايي كه ما را دوست ندارند ، دوست بداريم...."حضرت عيسي مسيح"

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 15:9  توسط حسين حيدري  | 
 

 هر کدام از ما روزانه شاهد رفتارهای عجیب و غریبی از دختران و پسران جوانی هستیم که به راحتی و بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی خود انواع و اقسام الفاظ و فحش های رکیک(ظاهرا به شوخی)، شوخی های فیزیکی و مزاحمت های گروهی و مسخره کردن دیگران از پیر و جوان گرفته تا گیر دادن به ظاهر و نوع لباس و ...و به اصطلاح  پیدا کردن سوژه ی خنده و سرکار گذاشتن دیگران و داشتن لحظاتی شاد .... را بکار می برندو انجام می دهند.احتمالا شما هم با اینگونه رفتارها در خیابان و پیاده رو و اتوبوس خط واحد و مینی بوس های حامل تماشاگران یکی از تیم های فوتبال مواجه شده اید...

گروهی از پسران جوان دانش آموز یا عضو یک باشگاه ورزشی سوار بر خط واحد شده و در انتهای خط واحد با صدای بلند انواع و اقسام شوخی ها را انجام می دهند یا یک لطیفه رکیک را بلند  تعریف کرده و بلند بلند می خندند...گروهی از دانش آموزان در مسیر خانه به مدرسه یا بالعکس با کوله پشتی و کیف دستی در پیاده رو بر سر و کول همدیگر می زنند و گاه به شوخی وسط پیاده رو دعوا می کنند..گروهی از جوانان درپارک ُ دسته جمعی برای خنده یک یا چند دختر جوان دیگر را مورد تمسخر قرار می دهند و انواع متلک های گوناگون را نثارش /شان می کنند.تماشاگران فوتبالی که در مسیر رفتن به ورزشگاه یا بر عکس، زنان و دختران مردم را مورد هجوم الفاظ رکیک قرار می دهند و جملگی می خندند...گروهی از دخترانی که با صدای بلند  داستان های عشقی و یاخاطرات شیرین خود را تعریف می کنند و بلند بلند می خندند...چند جوان برای تفریح با بلند کردن صدای موسیقی و ویراژ در خیابان باعث مزاحمت برای دیگر رانندگان و عابرین پیاده می شوند و ....

این ها گو شه ای از تصاویری است که ما معمولا هر روز شاهد دیدن آن در محیط اطراف خویش هستیمبه راستی چرا؟آیا این یک مشکل اخلاقی برای جامعه است و انحطاط اخلاقی در جامعه؟آیا این مسائل مربوط به کم کاری مسئولین ذیربط برای پر کردن خلا های عاطفی جوانان است؟آیا سیستم آموزشی ما در این زمینه مقصر است؟آیا خانواده ها از بحث نظارت بر تربیت فرزندان خود غافل شده اند؟آیا وجود کودکان و نوجوانان در این جمع ها را هم حس می کنیم و نگاه های پرسش گر آنان را از این نوع رفتار ها می بینیم؟برای آنها چگونه این کارها را توجیه می کنیم؟آیا این  نو رفتارها اعتراض به وضعیت تفریح و نشاط در جامعه است........

به نظر می رسد که در هر صورت ما حق نداریم زندگی خصوصی خود را که می توانیم در جمع های خصوصی با دوستان و یا همسر و فرزند خود داشته باشیم به منظر عموم بیاوریم و ضمن تجاوز به حقوق دیگران بخواهیم به دیگران هم ثابت کنیم که ما چقدر با هم صمیمی و یکرنگ هستیم..شوخی ها..لطیفه ها..راحت بودن با همدیگر می تواند فضای خاص خودش را داشته باشد و به نظر می رسد باید حریم ها را بیشتر نگه داریم.به یک سری از خط قرمز ها بیشتر پایبند باشیم وبیشتر مراعات حال همنوعان خود کنیم..نظر شما در این زمینه چیست؟آیا خاطره ای از اینگونه برخوردها دارید؟چه راهکاری برای این گونه مسائل دارید؟

 

پ.ن:

1- همواره "با" دیگران بخند نه "بر"دیگران.

2-متلک واژه های فقیرِ انسان های حقیر است.

3- بعد از مدت ها که از خریدن کتاب "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز می گذره ..حس خوندنش رو پیدا کردم و دارم می خونمش...توصیه می کنم این کتاب رو با ترجمه ی بهمن فرزانه تهیه کنید و بخونید....کتاب دلبرکان غمگین من از مارکز  که چاپش رو از تو بازار جمع کردن .پارسال همین موقع ها خونده بودم.. اونم کتاب جالبی بود و قابل تامل.

4- حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن...

  نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 21:8  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM