تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 

تا حالا پیش اومده که تو شرایط مختلف با آدمای مختلف سر و کار داشته باشین و یه جورایی وارد دنیای اون آدما بشین و با گوشه ای از دنیاشون آشنا بشین.اینکه چیکار می کنن..آرزوهاشون چیه..به چی فکر می کنن..برنامه شون برا آینده..ازدواج..کار.و.بچه هاشون چیه؟..به نظر اونا حد موفقیت و پیشرفتشون چقدره و دوست دارن اگه پول قلمبه ای گیرشون اومد باهاش چیکار کنن.؟.دوست دارن تعطیلات کجا ها برن.؟.وقتشون رو چطوری بگذرونن؟ و ....

برا خود من ورود به دنیای این آدما خیلی جالبه و کلی چیزای خوب ازشون یاد می گیرم و این جور جاهاست که فرق بین آدمای بزرگ رو با آدمای معمولی می تونم تشخیص بدم و ببینم اونایی که آدمای بزرگی هستن معمولن اونایی نیستن که پولدارترن یا اینکه وضعیت زندگی مناسبی دارن و یا اینکه موقعیت شغلی مناسبی دارن بلکه اونایی هستن که بزرگ فکر می کنن..آرزوهای زیبایی دارن..و روح بزرگی هم دارن...

تجربه محیط ها و دنیای گوناگون افراد می تونه تجربه خوبی باشه برا آدم...بدون اینکه بخوام الان قضاوت ارزشی کنم و قصد تحقیر و یا توهین به قشر خاصی کرده باشم  بذارین چند تا دنیای گوناگون رو براتون تصور کنم...دنیای کودکانی که می رن به مهد کودک....دنیای کارمندان یک اداره..دنیای کارگران ساختمانی..دنیای بچه پولدارها..دنیای معلمین..دنیای راننده ها...دنیای پشت کنکوری ها..دنیای  خوابگاه..دنیای سربازی...دنیای بازنشسته ها.و هزاران دنیای دیگه ای که دور و بر ما وجود داره..نهایت خواسته ادما تو اون دنیا چی می تونه باشه؟..مثلا یه سرباز..یه دانشجو..یه کارمند..یه راننده..یه معلم....تا حالا شده بشینین پا درد دلاشون..یا اینکه از آرزوهاشون براتون بگن......پیشنهاد می کنم از دنیای کوچیکی که برا خودمون درست کردیم بیاییم بیرون و چند تا دنیای دیگه رو هم ببینیم اینجوری هم دیدمون نسبت به زندگی عوض می شه و هم اینکه  نسبت به آدمای دور و برمون شناخت بیشتری پیدا می کنیم و هم اینکه دیگه با آدمای دور و برمون مشکلی نداریم و شاکی نمی شیم که ما رو درک نمی کنن..ما رو نمی فهمن یا اینکه کلا از مرحله پرت هستن....خوبیش اینه که به یه خود شناسی هم می رسیم و می تونیم در لا به لای این دنیاها دنیای خودمون رو هم پیدا کنیم....دنیای خود خود واقعی مون

به نظر من دنیا خیلی کوچیکه ولی کاش می شد تو این دنیای کوچیک .دنیای ما آدما بزرگ باشه

.... تو این دنیای کوچیک دنیای شما چقدر بزرگه؟

پ.ن:

1-سعی کنیم همیشه عظمت در نگاه ما باشد نه در آن چیزی که به آن می نگریم..آندره ژید

2-هیچ کس از جوی حقیری که به مردابی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد..فروغ فرخزاد

3-"اصل پیتر "رو می دونین چیه؟(این پی نوشت می تونست خودش به تنهایی یه پست باشه..ولی آدما تو دنیاشون هم می تونن به اصل  حدبی کفایتی یا اصل پیتر هم برسن)

این اصل (Peter Principle) توسط  دکتر Laurence J. Peter در سال 1968 در کتاب خود با همین نام بیان گردید. بر اساس این اصل " افراد در یک سازمان سلسله مراتبی تا حدی بالا می روند که به حد بی کفایتی خود برسند". این اصل بصورت سهوی توسط وی در کتاب وی بیان شد اما مصداق عینی پیدا کرد. بر اساس این اصل تا زمانیکه افراد با کفایت و شایستگی کار کنند، در سلسله مراتب بالا می روند. دیر یا زود افراد به موقعیتی در سلسله مراتب سازمانی می رسند که دیگر کفایت آن را ندارند ("حد بی کفایتی") و در نتیجه در آن سطح باقی می مانند.بر اساس استنباط پیتر، با گذشت زمان همه پست های سازمانی توسط افرادی اشغال می شوند که برای انجام فعالیت های آن پست کفایت و شایستگی لازم را ندارند و اضافه می کند که در این زمان کار توسط افرادی انجام می شود که هنوز به حد بی کفایتی خود نرسیده اند.معمولا برای به وجود آمدن این حالت دو دلیل می آورند:

  • یکی اینکه افراد معمولا خواسته هایی دارند و معمولا با رسیدن به یک حد از موقعیت شغلی به اشباع رسیده و لذا دیگر بیش از آن پیشرفت نمی کنند.
  • دلیل دیگر می تواند به این خاطر باشد که فرد با رسیدن به یک پست سازمانی دیگر از نظر توانایی، قدرت انجام کارهای مربوط به آن سمت را ندارد.

 یک راه برای اجتناب از این مسئله آن است که افراد قبل از ارتقا به موقعیت شغلی بهتر مورد ارزیابی قرار بگیرند تا اطمینان حاصل شود که می توانند از عهده کار جدید برآیند. برای مثال کسی که کاندید احراز مدیریت می باشد باید ابتدا توانایی ها و مهارت های مدیریتی را در خود نشان دهد و سپس ارتقا پیدا کند. در غیر اینصورت، فرد در ازای موفقیتش در پست فعلی خود فقط پاداش بیشتری دریافت می کند ولی به موقعیت بالاتری در سازمان منتقل نمی شود.در نتیجه این کار افرادی که در مراتب بالاتر سلسله مراتب سازمانی باشند قطعا از نظر کفایت و شایستگی بالاتر از افراد زیر مجموعه خود قرار دارند  علاوه بر آن در موقعیت جدید خود نیز دارای مهارت کافی می باشد.برای نمونه چه اتفاقی می افتد اگر کسی که برنامه ریزی یک پروژه را انجام می دهد در حد بی کفایتی خود باشد؟ اگر وی در سطح بی کفایتی خود برنامه ای برای پروژه تهیه کند، این برنامه پایین تر از سطح استاندارد کارکنان اصلی تیم پروژه می باشد که دارای تجربه ای بیش از وی می باشند.البته این به این معنا نیست که هر مدیری در سطح بی کفایتی قرار دارد.بسیاری از مدیران به سختی کار می کنند تا در سازمان رشد کنند و ارتقا پیدا نمایند.

4- کتاب "گفته ها" نوشته ی ابراهیم گلستان رو دارم می خونم.باید این کتاب رو بخونین و اونوقت بدونین که این آدم سی چهل سال پیش چه حرفای نابی رو زده که تازه خیلی ها دارن متوجه می شن چی گفته....

5-فیلم "the reader"(کتابخوان) رو  با بازی استثناییه کیت وینسلت  و همچنین فیلم "شوالیه تاریکی"(The Dark Knight)  رو دیدم..خیلی جالبن مخصوصا کتابخوان ..تونستین حتمن ببینین.

۶-چند سال پیش یه فیلم دیدم به نام "افسانه آه"...خیلی این فیلم  که اتفاقا ایرانی هم هست تو زندگی من تاثیر مثبت داشت...اینکه خیلی ها دوست دارن تو یه دنیای دیگه باشن و حسرت زندگی بقیه رو می خورن..ولی یادشون می ره که هر کسی تو زندگی شخصی خودش مشکلات خاص خودش رو داره و بسته به فرهنگ..سن..جنسیت..و ..هر کسی یه مشکلاتی داره که برا خودش هم مهمه  ولی ممکنه برا دیگران مشکل چندانی نباشه...این فیلم رو ببینین ضرر نمی کنین..

۷- آرزو مند آن مباش

 که چیزی غیر از آنچه هستی باشی

 و بکوش در کمال آنچه که هستی باشی

  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:11  توسط حسين حيدري  | 

ازدواج با محارم طبق تعریف ، وقوع رابطه ی جنسی بین کسانی است که رابطه ی خونی نزدیکی با هم دارند.تعریف گسترده تر آن ، آمیزش جنسی بین دو نفر خویشاوند رسمی یا غیر رسمی است که پیوند خویشاوندی آن ها از لحاظ فرهنگی، مانعی برای روابط جنسی تلقی می شود.مثلا روابط جنسی ناپدری و نامادری با فرزندان همسر ، یا بین خواهران و برادران ناتنی ، خواهر و برادر تنی ،دایی ، عمو  ، عمه و خاله با خواهر زاده یا برادر زاده

اکثر موارد سوء رفتار جنسی با کودک به دست پدر ها ، ناپدری ها ، دایی ها ، عموها و برادران بزرگ تر انجام می شود. وجود یک مادر منفعل ، بیمار یا غایب ، دختری که نقش مادر را در خانه  به عهده می گیرد ، پدری که به سوء مصرف الکل می پردازد و ازدحام خانواده از خصوصیات خانواده هایی است که در آن ها زنای پدر با دختر انجام می شود و این خصوصیات در بسیاری خانواده ها دیده می شود.قوی ترین و جهان گیر ترین تابو مربوط به زنای مادر با پسر است و این نوع زنای با محارم نادر تر از انواع دیگر است.چنین رفتاری معمولا نشانگر آسیب روانی عمیق طرفین در مقایسه با زنای پدر با دختر و یا همشیره ها(خواهر با برادر) است.

ارائه آمار دقیق زنای با محارم به دلیل شرم و خجالت خانواده های درگیر، ترس از آبرو و حیثیت خانوادگی و اجتماعی،مشکل اثبات آن ،فرهنگ جامعه و .. کار دشواری است هر چند در این میان همواره دختر ها بیشتر از پسر ها قربانی می شوند.

رفتار زنایی بیشتر در خانواده های متعلق به طبقات اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی پایین انجام می شود و گزارشات دقیق موید این مساله  هستند.زنا با محارم در خانواده هایی که از نظر اقتصادی ، وضع با ثباتی دارند ، احتمالا آسان تر از طبقات اجتماعی-اقتصادی پایین پنهان می شود.

عوامل اجتماعی، فرهنگی ،فیزیولوژیک و روانشناختی همگی در شکست تحریم رابطه ی جنسی با محارم نقش دارند.زنا با محارم را با سوء مصرف الکل ، تراکم زیاد در محل سکونت ، افزایش مجاورت فیزیکی، انزوای مناطق روستایی که در آنها امکان روابط کافی در خانواده ها نیست مرتبط دانسته اند.بنابر این احتمال بروز و شیوع زنای با محارم در جوامع با سطح اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی پایین بیشتر است.تعداد زیاد اعضای یک یا چند خانواده-که در یک خانه زندگی می کنند-و پایین بودن زیر بنای خانه ها در این  مناطق و بدین ترتیب تراکم بالای جمعیت ساکن در مسکن و متعاقب آن، افزایش مجاورت فیزیکی اعضای خانوار، همگی در شیوع بیشتر زنای با محارم در این جوامع می توانند موثر باشند.در زنا با محارم ، شریک قوی تر و مسن تر معمولا مرد است بنابر این این رفتار را می توان سوء رفتار با کودک، بچه خواهی یا تجاوز به عنف دانست.

حدود 75% موارد گزارش شده مربوط به رابطه ی جنسی پدر با دختر بوده است .با این وجود بسیاری از رابطه ی جنسی برادر و خواهر ها توسط والدین انکار می شود.نمونه های دیگر زنای همشیره ها(برادر و خواهر) شامل تعامل نزدیک به طبیعی بازی جنسی و کنجکاوی پیش از بلوغ است.در بسیاری از موارد زنای پدر با دختر، دختر از اوان کودکی رابطه ی صمیمانه ای با پدرش داشته است و ممکن است نخستین رفتارهای جنسی پدر را با رغبت پذیرفته باشد.رفتار زنایی معمولا وقتی آغاز می گردد که دختر به سن 10 سالگی رسیده است.با ادامه ی روابط، پریشانی ،ترس و سردرگمی بیشتر می شود و دختر نمی فهمد که پدر او بالاخره پدر اوست یا شریک جنسی اش.مادر ممکن است متناوبا مراقبت کننده و رقیب دخترش باشد.او غالبا از قبول گزارش های دخترش سرباز می زند و در صورت مشکوک بودن به شوهرش هم این شک و تردید را به وی بروز نمی دهد.روابط دختر با خواهر و برادرانش هم تحت تاثیر قرار می گیرد چون آن ها موقعیت خاص او را نزد پدر درک کرده و او را یک خارجی تلقی می نمایند.پدر در عین حال از افشا شدن موضوع از سوی دختر هراسان است و در مورد او حسودی می کند و می کوشد از پیدایش روابط طبیعی بین دختر و همسالانش جلوگیری کند.

سوء رفتار جنسی در خانواده ممکن است انواعی از نشانه ی جسمی و هیجانی و از جمله درد شکمی ،تحریک ناحیه ی تناسلی ،اختلال اضطراب جدایی ، انواع هراس ها ، کابوس ها ، مشکلات تحصیلی ، افکار خود کشی و یا دیگر کشی ایجاد کند.

در نوع دیگر سوء رفتار جنسی می توان به رابطه ی جنسی پدر با پسر و مادر با دختر اشاره کرد.برای بیان شدت بیشتر آشفتگی در زنای محارم همجنس به غیر همجنس توصیه می شود به  نظریه ی روانکاوی و تئوری رشد روانی-جنسی فروید مراجعه شود.

به نظر می رسد که در جامعه ی اخلاقی ایران هم چنین سوءرفتارهای جنسی وجود  دارد که به دلایل گفته شده، در آمارهای رسمی و غیر رسمی بیان نمی شود و نادیده گرفته می شود هر چند که کم و بیش در برخی سایت ها و یا رسانه ها گذرا به آن اشاره می شود....شاید بهتر باشد که شفاف تر آمار و ارقام را ببینیم و بپذیریم که این مشکلات در جامعه مان هست و برای قربانیان این جریانات که اغلب دختران هستند فکر چاره ای بیندیشیم...جای که بتوان آزادانه شکایت برد و بتوان موضوع را بیان کرد.در برخی از موارد متاسفانه مشاهده شده است که اطلاع برخی از افراد از این قربانیان باعث سوء استفاده های بعدی از این افراد نیز شده است و به بهانه باج یا ترس از آبرو خیلی ها از چاله به چاه می افتند که باید یرای این مساله فکری نیز فکری کرد.

 

پ.ن:

1- این پست بر اساس مطالب کتاب " تمایلات و رفتارهای جنسی انسان" نوشته "دکتر بهنام اوحدی" نوشته شده است که خوندن این کتاب را به دوستان خوبم توصیه می کنم.

2-کتاب "نوشتن با دوربین.رو در رو با ابراهیم گلستان " نوشته ی پرویز جاهد رو این روزها دارم می خونم.اگر کتابی در دست مطالعه دارین اون رو کنار بذارین و یا اگر می خواهید در طول زندگی خودتان تنها یک کتاب ارزشمند خوانده باشید و یا اینکه دوست دارید جریان روشنفکری در ایران را بدانید ..و یا  اینکه موج ساختن فیلم های روشنفکری در ایران را دنبال کنید..یا اینکه  بدون نقاب خیلی از چهر های ادبی و هنری رو بشناسید توصیه می کنم حتما این کتاب رو بخونید.....حتمأ

3- کتاب " از روزگار رفته حکایت" نوشته ابراهیم گلستان را خوندم...

4- کتاب "آهستگی" نوشته ی میلان کوندرا رو خوندم.. خیلی جالب بود......

 ۵-فیلم های شکستن امواج  و departed رو دیدم که خیلی قابل تامل بودند...

شکستن امواج رو اگر ندیدین حتما ببینید.

بعدا نوشت:

یادم اومد که یه فیلمی هست به نام لولیتا...دو تا کارگردان خوب اون رو ساختن یعنی دو تا فیلم ساخته شده از این موضوع .یکی شون کوبریک کارگردان معروفه...این فیلم  در مورد پستیه که نوشتم ....هر چند این فیلم  به عنوان یکی از فیلم های برتر عاشقانه ی دنیا انتخاب شده...داستان ناپدری است که عاشق دختر همسرش می شه و با اون ارتباط برقرار می کنه..اگه ندیدین..این فیلم رو هم از دست ندین...

 

  نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 12:22  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM