حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی |
بیشتر ماها هر وقت با کسی صحبت می کنیم یا از موضوعی دفاع می کنیم سعی می کنیم برای بیان عقیده ، نظر و حرف خودمون و اون چیزی که بهش اعتقاد داریم از تکیه کلام هایی استفاده کنیم...مثلا به نظر من...من معتقدم..اصولا از دید من...من بر این باورم...و ...
یکی از این کلمات که معمولا استفاده می کنیم، کلمه "باید" یا "نباید"هست...
من باید....
آدم باید....
مرد باید...
زن نباید....
مدیر باید...
یک شهروند نباید....
نویسنده باید....
دانشجو باید......
و.......
به نظر من ،این کلمه ی باید یعنی اینکه هر چیزی را که ما معتقدیم و آن را بیان می کنیم و یا اینکه دوست داریم و ایده آل ماست درسته و همه چیز باید اون جوری باشه که ما می گیم... اینجوری راه هر گونه بحث ، مباحثه ،جدل و گفتگو و اصلاح نظر رو از خودمون می گیریم چرا که فکر می کنیم همیشه اون چیزی رو که ما می دونیم و بیان می کنیم درسته.به جز مواردی که معمولا برای تاکید بر حرف و عقیدمون از این کلمه استفاده می کنیم.ولی آیا واقعا اینجوریه؟؟؟به قول مولانا حقیقت مانند یک آیینه شکسته است که هر کسی تکه ای از آن را برداشته و در دست دارد..چون خود را در آن می بیند فریاد می زند که حقیقت در دست من است...
از یک منظر این حرف درست است چون فرد خودش را در آیینه می بیند و خود را محق به داشتن حقیقت می داند و از منظر دیگر این یعنی اینکه ما با توجه به وسع و توان خود از حقیقت بهره مندیم و غافل از این هستیم که ممکن است دیگران هم صاحب حق باشند...همیشه این مهم نیست که چه اتفاقی می افته بلکه مهم اینه که ما چه برداشتی می کنیم..پس خیلی وقتا برداشت ما هم می تونه اشتباه باشه و در نتیجه نتیجه گیری ما هم همینطور...
هر کدام از ما وقتی حرفی می زنیم چقدر مطمئن هستیم به اون؟؟تا حالا فکر کردیم که چقدر منطقی حرف می زنیم؟؟چقدر خودمان را در مباحث و گفتگو ها صاحب نظر می دانیم و معتقدیم اون چیزی که من می گویم درست است؟؟این نوع حرف زدن و دفاع کردن از یک موضوع ، شخص ،تیم ،شهر،نویسنده ، خواننده ، سیاستمدار ،دوست ،همسر و ...مختص زمان حال و اکنون است یا برای همیشه؟چقدر احساساتمان را در تصمیم گیری هایمان و نتیجه گیری هایمان دخیل می دانیم؟..به نظر من هر چیزی در این دنیا نسبی است به غیر از خدا که فقط او مطلق است.....
بیاییم هنگام حرف زدن به کلمات و بار معنایی اونا هم بیشتر فکر کنیم و بیندیشیم یک کلمه چقدر می تواند در دیگران تاثیر گذار باشد و حتی ممکن است یک کلمه باعث صعود یا سقوط یک نفر شود...در گفتگو هایمان همیشه افکار و عقاید خودمان را بصورت معلق درآوریم تا اگر طرف مقابل حرف منطقی و حتی خلاف نظر ما می زند به راحتی آن را بپذیریم ...شما چه فکر می کنید؟؟
پ.ن:
1- و من مسافرم ای بادهای همواره....(همچنان در سفرم ..این هفته کرمان و هفته ی دیگه مجددا شیراز..)
2- در حال خواندن کتاب زیبای "و نیچه گریه کرد" نوشته ایروین یالوم با ترجمه مهشید معزی پور هستم..قبلا فیلم اون رو دیده بودم به نام "سرگذشت نیچه" ولی فکر می کنم کتابش خیلی زیبا تر و قشنگ تره...
3- فیلم های take in و Australia با بازی زیبای نیکول کیدمن رو دیدم...
4- به همين آساني ...
عشقبازي به همين آساني ست ...
كه گلي با چشمي
بلبلي با گوشي
رنگ زيباي خزان با روحي
نيش زنبور عسل با نوشي
كار همواره باران با دشت
برف با قله كوه
رود با ريشه بيد
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمهاي با آهو
بركهاي با مهتاب
و نسيمي با زلف
دو كبوتر با هم
و شب و روز و طبيعت با ما
عشقبازي به همين آسانيست ...
شاعري با كلماتي شيرين
دست آرام و نوازشبخش بر روي سري
پرسشي از اشكي
و چراغ شب يلداي كسي با شمعي
و دل آرام و تسلا
و مسيحاي كسي يا جمعي
عشقبازي به همين آسانيست ...
كه دلي را بخري
بفروشي مهري
شادماني را حراج كني
رنجها را تخفيف دهي
مهرباني را ارزاني عالم بكني
و بپيچي همه را لاي حرير احساس
گره عشق به آنها بزني
مشتريهايت را با خود ببري تا لبخند
عشقبازي به همين آسانيست ...
هر كه با پيش سلامي در اول صبح
هر كه با پوزش و پيغامي با رهگذري
هر كه با خواندن شعري كوتاه با لحن خوشي
نمك خنده بر چهره در لحظه كار
عرضه سالم كالايي ارزان به همه
لقمه نان گوارايي از راه حلال
و خداحافظي شادي در آخر روز
و نگهداري يك خاطر خوش تا فردا
و ركوعي و سجودي با نيت شكر
عشقبازي به همين آسانيست "مجتبی کاشانی"
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|