تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 

موضوع انشاء:فایده گاو بودن را بنویسید.

 با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه  که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.   اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.   البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد. من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن  این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است. هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد. بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.  مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته  درست میکنند. هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.  همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست . نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان عروسی،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ، ، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند. آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.   شاعر در این باره میگوید:

سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست

سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

  هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست. نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند. گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند . گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند.  شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟ شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟

گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟

گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند. ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه  همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود. ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.  تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟ تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟ آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟ و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.  تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و  آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته  شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:

  گمون کردی تو دستات یه اسیرم

دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

   دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"؟!! سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟ !!  دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟ گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند. دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند. آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند. رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند. هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.      هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند.  هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد. هیچ گاوی خیانت نمیکند.  هیچ گاوی دل گاودیگر را نمی شکند هيچ گاوي از گاوهاي ديگر  به زور اعتراف نمي گيرد.هیچ گاوی دروغ نمیگوید . هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد  در حالی که  گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد. هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  .هیچ گاوی...   اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که  انشایشان را بخوانند. اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...  لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..  ولی...هیچ گاوی نگفت:من...بلکه گفت :ما...

 پ.ن:

۱- این پست بر اساس یک ایمیل که دوستم برام فرستاده بود نوشته شده..منبع اون روزآنلاينه ..نويسنده اش رو متاسفانه نمي دونم كيه...اگه پيدا كردم حتما اون رو ذكر مي كنم..

۲- كتاب "روزگار در پيش رو" نوشته ي " رومن گاري" با ترجمه ي زيباي ليلي گلستان رو دارم مي خونم...واقعا از متن و ترجمه خوبش لذت مي برم..

۳-خيلي وقته تلويزيون رو نگاه نمي كنم..برا همين وقت بيشتري براي مطالعه دارم..و اين خودش تو اين شرايط نعمت بزرگيه

۴-گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد

 گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم

 

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:3  توسط حسين حيدري  | 
 

داشتم يه مطلب مي خوندم تا رسيدم به اين جمله:"سعي كنيم در زندگي، آدمهاي زندگي برايمان مهم نباشد بلكه زندگي آدمها برايمان مهم باشد"چند وقته دارم به اين جمله فكر مي كنم كه واقعا و در زندگي روزمره  چقدر اين جمله برامون ارزش داره .ايا هميشه بهش پايبنديم يا اينكه متناسب با شرايطمون و بنا به مصلحتمون زندگي آدمها برامون هيچ ارزشي نداره  و حاضريم بخاطر منافع خودمون و جناح سياسيمون يا افراد ديگه زندگي آدمهاي ديگه رو ازشون بگيريم يا زندگي اونا رو به خطر بندازيم.؟؟؟واقعا تو زندگي ما اين آدم ها هستند كه نقش بازي مي كنن يا زندگي آدم ها؟ آدم هايي كه مثل ما  حق زندگي دارند و فقط اون كسي كه بهشون زندگي داده مي تونه زندگي رو ازشون بگيره؟اگر ما جاي خدا بوديم و رفتار و برخورد اين آدمها رو با زندگي آدم هاي ديگه مي ديديم چيكار مي كرديم؟آيا به راحتي  مي شه با زندگي و آبرو حيثيت آدما بازي كرد و به اونا هر تهمتي رو زد و سرمست از اين تحقير ديگران بر مسند نشست و نظاره كرد؟هميشه مي گن كسايي كه يك طرفه به پيش  قاضي مي رن خوشحال بر مي گردن...كاش مي شد يك طرفه هيچ وقت قضاوت نكنيم..هيچ وقت زندگي آدمها رو  بخاطر منافع و هواي  نفس خودمون خراب نكنيم....

 

پ.ن:

1-بيشتر از اون كه اين روزها كتاب بخونم..فيلم مي بينم..يه مجموعه كامل از فيلم هاي آنجوليا جولي و چندين فيلم خوب ديگه از جمله sweet nowember و birth ديدم كه خيلي خوب و جذاب بودن...نخوندن كتاب بيشتر بخاطر حس و حال اين روزها ي خودمه ...هر چند روزي تقريبا يكي دو ساعت بيشتر سايت هاي خبري و چند تا مقاله رو مي خونم ...

2- بعد از مدت ها از تهيه سريال فرار از زندان دارم هر شب داستان فيلم رو دنبال مي كنم...

3-..كما كان جلسات نقد كتاب رو روزاي سه شنبه مي رم...

4- كتاب 1984  نوشته جرج اورول رو شروع كرده ام به خوندن ولي چون حرصم مي گيره وقتي يه كم مقايسه مي كنمش با حال و هواي خودمون مجبورم لاك پشتي بخونمش...

5-در سكوت و با سكوت نظاره گر دنياي بيرونم....شايد" كوه آتش به جگر دارد اگر خاموش است" وصف اين روزاي من باشه..

6-..سكوت و سكوت و سكوت



و بعد... فرياد و فرياد و فرياد.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:56  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM