تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا - تنهایی....
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 

امروز که محتاج توام جای تو خالیست

فردا که میایی به سراغم نفسی نیست

در من نفسی نیست ، نفسی نیست

در خانه کسی نیست .........

نکن امروز را فردا

بیا با ما که فردایی نمی ماند

که از تقدیر و فال ما

در این دنیا کسی چیزی نمی داند

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود

دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

در تو شده ام گم به من دسترسی نیست

نکن امروز را فردا

دلم افتاده زیر پا

بیا ای نازنین ای یار

دلم رو از زمین بردار

در این دنیای وانفسا

تویی تنها منم تنها

نکن امروز را فردا

بیا با ما بیا با ما

در این دنیای ناهموار

که می بارد به سر آوار

به حال خود مرا نگذار

رهایم کن از این تکرار

در این دنیای وانفسا

تویی تنها منم تنها

نکن امروز را فردا

بیا با ما بیا با ما

هر کدام از ما دوست داریم که خلوت خود را با تنهاییمان  پر کنیم..خیلی از تنهایی ها خود خواسته است و خیلی های دیگر ار روی ناچاری و اجبار....نمی دانم چقدر به تنهایی و تنها بودن اعتقاد دارید ولی به نظرم در یک شرایطی این تنهایی و دوری از جمع می تواند به نفع آدم هم باشد هر چند خیلی ها در جمع هم احساس تنهایی می کنند..ممکن است دونفر سال ها با هم زندگی کنند..دو دوست..یک خواهر و برادر..یک مرد و زن..دو همکار و دو همکلاسی.ولی هیچ وقت احساس نکنند که با هم هستند و این تنهایی همیشه با آنها باشد..به تعبیر دیگر این نوع تنهایی را به درک نکردن طرف مقابل..زبان همدیگر را نفهمیدن...متفاوت بودن دنیای دو نفر..متفاوت بودن سطح فکر و آرزو ها و رویا های دو نفر هم تعبیر کرد..شما جز کدام دسته هستید؟فکر می کنید در یک جمع تنهایید؟کسی شما را درک نمی کند؟دنیایتان چگونه است که فکر می کنید در این دنیا تنهایید؟...

شما مواقع تنهایی چیکار می کنین؟موسیقی گوش می دین؟کتاب می خونین؟فیلم می بینین؟کارای هنری مثل خطاطی..نقاشی..طراحی ..نواختن یه ساز و ..انجام می دین؟پناه می برین به  دامان طبیعت...کوه..جنگل...دشت...؟می گیرین می خوابین؟می رین به سمت نوشیدنی های مجاز و غیر مجاز؟یا می رین به سمت دود؟ از قلیان گرفته تا .......؟واقعا چیکار می کنین؟اصلا شما دوست دارین تنها باشین؟یا اینکه دوست دارین همیشه تو جمع باشین و دور و برتون  شلوغ و پر سر و صدا باشه؟تو اون شلوغیا  یه هویی دلتون نمی گیره و جای خالی یه نفر رو حس نمی کنین؟کسی که فکر می کنین اگه بود بیشتر بهتون خوش می گذشت؟

پ.ن:

1-..به نظرم یه رابطه خیلی نزدیکی بین تنهایی و افسردگی هست...می تونن به هم ربط داشته باشن ولی لزوما یکی نیستن و از همه مهم تر هر تنهایی دلیل افسردگی آدم نیست..خیلی ها تنهایی رو بخاطر آرامشی که بهش دست پیدا می کنن دوست دارن...

۲- کتاب های زیر رو خونده ام تو این چند وقته: اندکی سایه...احمد بیگدلی...زندگی مطابق خواسته تو پیش می رود..امیر حسین خورشید فر...چه کسی باور می کند..روخ انگیز شریفیان..

۳-- چه دردی است در میان جمع بودن..ولی در گوشه ای تنها نشستن

برای دیگران چون کوه بودن..ولی در جسم خود تنها شکستن...

۴-..این روزا خیلی درگیر کار هستم. و کلا مشغولم و وقتام پره... چند تا ماموریت کاری (...هفته پیش خوزستان بودم(اهواز..خرمشهر و آبادان)..این هفته می رم مشهد...هفته بعد شیرازم..دو هفته دیگه ایلام و یزد و بعدش هم زنجان..).فکر کنین تو این شرایط باید مطالعه  هم داشته باشم..(معمولا تو مسافرتها کمتر می خوابم..روزا درگیر کارم..بعد از ظهر ها می رم جاهای دیدنی اون شهرها رو می بینم..شب ها هم سعی می کنم بیدار بمونم و تا دیر وقت  کتاب بخونم)...کلاس زبان و....دانشگاه رو هم اضافه کنین و همچنین برنامه ورزش و باشگاه...ببینین اونوقت چطوری باید همه اینا رو با هم هماهنگ کنم و براشون برنامه ریزی کنم....

۵-بسیار سفر باید تا پخته شود خامی..صافی نشود صوفی تا در نکشد جامی.

۶-  این آهنگ ابی رو هم خیلی دوست دارم..تو یکی از بازدیدها..از آلومینیم سازی اراک تو مسیر برگشت.. این آهنگ رو گوش  می دادم  که خیلی برام اون بازدید و این آهنگ خاطره است..هنوزم...

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:36  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM