حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی |
اين روزا حال و هواي كشور خيلي عوض شده و همه جا بحث انتخاباته و طرفداري از يه فرد يا گروه و بحث هاي داغ سياسي و فرياد هاي زنده باد و مرده باد...تلويزيون هم كه سريال مناظره رو داره پخش مي كنه و كلي بيننده داره اين مناظره ها ..همه به دنبال يافتن جوابي براي پاسخ هاي بيشمارشون ميان پاي تلويزيون و اين مناظره ها رو دنبال مي كنن ولي اون چيزي كه تو اين مناظره ها وجود نداره اولا صداقته و بعدش جواب درست و شفاف به سوالات مطرح شده...به نظر من اين مناظره ها يه بازي باخت-باخت هست كه هيچ برنده اي نداره....تمام هم و غم كانديداها شده مچ گيري و افشاي سوابق محرمانه و محكوم كردن رقبا و ضايع كردن همديگه و زير سوال بردن عملكرد هم..و اون چيزي كه اصلا وجود نداره يه برنامه مشخص و مدون هست براي آينده مملكت و راههاي برون رفت از اين مشكلات چه داخلي و خارجي(مسكن.شغل .ازدواج.سياست خارجي.اقتصاد.جامعه..فرهنگ..هنر و ...)..به نظر من بيشترين تاثير اين مناظره ها از دست رفتن بزرگترين سرمايه هر جامعه و كشوره يعني "اعتماد اجتماعي"..اينكه مردم چطوري مي تونن كسي رو انتخاب كنن كه با مردم صادق نيست و حرف و عملش يكي نيست..اينكه چطور مي شه به كسي اعتماد كرد كه كلي پرونده مالي داره..اينكه بعد از اين همه سال اين همه آدم كه تو اين مملكت اومدن و رفتن فقط و فقط در پي كسب قدرت بودن و ثروت اندوزي و هميشه هر جا كم ميارن از امام هزينه مي كنن و از مردم...يه نكته ي ديگه اي هم كه من به نظرم خيلي جالب مياد اينه كه همه اونايي كه به طرفداري از كانديداي مورد علاقه شون گلو پاره مي كنن و وقت مي ذارن و شعار مي دن و بحث مي كنن و...يك ماه بعد ار انتخاب فرد مورد علاقه شون شروع مي كنن به فحش دادن و بدو بيراه گفتن بهش...متاسفانه ما ايراني ها هم كه حافظه تاريخي نداريم و زود همه چي رو فراموش مي كنيم...صبح مي گيم زنده باد مصدق و بعد از ظهر مي گيم مرگ بر مصدق.. باور كنيد بيشتر اونايي كه مي ريزن تو خيابون و شعار مي دن حتي نمي دونن نهار فرداشون چي هست و پول تو جيبي هم ندارن.نه شغلي و نه سر پناهي..و مدام اين سيكل داره تكرار مي شه..يكي رو انتخاب مي كنيم برا چند سال و دوباره چند سال بعد همين آش و همين كاسه و همين برنامه...هيچكي يادش نمياد كه طرف موقع انتخابات چي مي گه و شعارش چيه و آيا به حرفش و شعارش عمل كرده يا نه؟آيا واقعا بخاطر مردم بوده اين همه حرص و جوش خوردن و بخاطر راي دست به هر كاري زدن؟ مردم واقعا كجاي برنامه هاي اين آدما قرار دارن؟..به نظر من ما ايراني ها هميشه تو هر كاري شور داريم ولي شعور رو نمي دونم....وقتي از بيرون به مسائل نگاه مي كنيم خيلي بهتر مي تونيم مسائل رو تجزيه و تحليل كنيم..هفته پيش من همدان بودم و محل اسكان ما هم يكي از ميدون هاي اصلي شهر بود طبقه دوم...يه طرف ميدون ستاد يكي از كانديداها بود و طرف ديگه ستاد يه كانديداي ديگه. ساعت 12 شب تا 3 صبح تو خيابون شلوغ بود.وقتي از بالا به اين شعار دادن ها و طرفداري كردن ها و نگاه مي كرديم خيلي برامون جالب بود..تيپ و قيافه متفاوت دو گروه..نوع شعار دادن ها..نوع برخورد با طرفداراي رقيب..كساني كه به اين جريانات خط مي دادن و گروه رو هدايت مي كردن...همه و همه وقتي اتفاق مي افته كه از بالا و از بيرون به موضوع نگاه مي كرديم...تو مديريت يه اصلي هست به نام "thinking out of box" يا تفكر خارج از چارچوب...به اين معني كه هر وقت مي خواين بهتر موضوعي رو درك كنين و تحليل بهتر و نگاه بهتري به موضوع داشته باشين از بيرون به موضوع نگاه كنين و كل مجموعه رو در نظر بگيرين.اينجوري خيلي راحت تر و بهتر مي تونين قضوات كنين و تجزيه و تحليل كنين..برا همين خيلي از سازمان ها يه نفر مشاور مي گيرن..يا خيلي از زن و شوهر ها موقع اختلافشون مي رن پيش يه مشاور يا نفر سومي كه بتونن مشكلشون رو حل كنن..برا اينكه اون فرد بهتر مي تونه ببينه..كليات رو مي بينه نه جزييات رو..سيستم رو مي بينه نه اجزا رو..جنگل رو مي بينه نه درخت ...
همه اينا رو گفتم كه بگم مواظب انتخاب كردنمون باشيم...انسان چيزي نيست جز انتخاب..حق انتخاب خودمون رو الكي و با چشم بسته و تحت تاثير جو حاكم خراب نكنيم..يه خورده تامل و تفكر كنيم كه هر انتخابي چه تاثيري مي تونه رو زندگيمون و تو زندگيمون داشته باشه..سعي كنيم هميشه چشمامون برا خودمون باشه و با چشم خودمون به دنيا نگاه كنيم.نه با چشم ديگران و تحت تاثير حرفاي ديگران..همين..
پ.ن:
1-. سخت ترين كار دنيا ، محكوم كردن يك احمق است..وينستون چرچيل
2-سعي كنيم اگه زيبا زندگي نمي كنيم حداقل زيبا فكر كنيم.
3- مشغول خواندن كتاب "فرار كن ، خرگوش" نوشته ي "جان آپدايك" با ترجمه ي سهيل سُمي هستم..اين كتاب رو تو نمايشگاه كتاب پيدا نكردم يعني جعمش كرده بودن...و با همت يه دوست خوب به دستم رسيد...ممنونم از خانم دولت آبادي بابت تهيه اين كتاب و بقيه كتابايي كه زحمت تهيه گردن ايشون بود..
4-سه شنبه و چهار شنبه مي رم ايلام ماموريت...حس رفتن نيست ولي خب ديگه بايد برم..بليط گرفته شده و از قبلم هماهنگ شده...
5- چقد من اين شعرو آهنگ رو دوست دارم...شايد حال و هواي اين روزا هم باشه...
در این زمانه ی بی های و هوی ِ لال پرست
خوشا به حالِ کلاغان ِ قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست؟
به شب نشینی ی خرچنگ های ِ مُردابی
چگونه رقص کند ماهی ی زلال پرست؟
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های ِ باغ ِ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جُز اناالحق نیست
کمال ِ دار، برای ِ من ِ کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی ی نامردم ِ زوال پرست
"محمد علي بهمني"
بعدا نوشت:
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|