حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی |
برنده انتخابات در ايران هر که باشد يا بخواهند باشد خود انتخابات دو نتيجه اصلي و مهم برای کشوربه دنبال داشت :
1- سقوط اخلاق كه در مناظره ها و جريانات بعد از انتخابات همگان آن را مشاهده كردند.
2- از دست دادن بزرگترين سرمايه يك جامعه به نام" اعتماد اجتماعي"
آن چيزي كه بيشتر از همه اين روزها به چشم مي آيد استفاده از تمام امكانات در اختيار براي خاموش كردن و از بين بردن صداي مخالف و بردن جامعه به سمت يك جامعه تك صدايي است.در مباني توسعه اي و در كشور هاي توسعه يافته از عوامل مهم و بسيار تاثير گذار در جامعه، چند صدايي بودن و شنيدن و گوش دادن حرف هاي متفاوت ، آرا متفاوت و عقايد مخالف است و اينگونه است كه ما مي توانيم در بوته ي نقد، خودمان را ، برنامه هايمان را ، مسير مان را و جامعه مان را اصلاح كنيم.همچنين همواره داشتن عقايد متفاوت به بهتر شدن اوضاع كمك مي كند و به قول علماي مديريت: اگر در يك اتاق دو نفر مانند هم فكر كنند يك نفر در آن اتاق اضافي است.متاسفانه آنقدر رسانه ملي كه سرمايه همگان و تمام مردم ايران است و مي بايست در اختيار همه اقشار قرار گيرد اين روزها عملكرد نامطلوبي داشته است كه صداي همه را درآورده است، از پوشش خبرهاي تبليغاتي گرفته تا حوادث بعد از انتخابات و همچنين دعوت از كارشناسان و صاحب نظران سياسي و مسئولين كه بطور حيرت انگيزي همه سعي در تعريف و تمجيد از جناح حاكم دارند و سركوب ديدگاهها و صداهاي ديگر و ارتباط آنها با بيگانگان و دشمن خيلي بيشتر به چشم مي آيد. به نظر شما آيا ادعاي رسانه ملي داشتن در چنين شرايطي درست است؟ادعاي بي طرفي رسانه ملي بيشتر به طنز شبيه نيست؟
پوشش خبري نامناسب از حوادث اخير تهران و ايران باعث شده است كه مردم از طريق كانال هاي ماهواره اي و سايت هاي خبري مختلف دنيا بيشتر پيگير مسائل داخلي باشندو اين يعني بي اعتمادي اجتماعي به رسانه ملي ، يعني اينكه مردم حرف رسانه ها ي داخلي را قبول ندارند و به آن اعتماد نمي كنند و حرف سخنگو ها و مقامات داخلي را باور نمي كنندكه نتيجه آن مي تواند اين باشد كه مردم حس مي كنند(درست يا غلط آن الان مد نظر من نيست) به شعور آنها توهين شده است و بازيچه شده اند و اين خود مي تواند يكي از دلايل اصلي نارضايتي مردم باشد و مطمئنا به تبع آن در شرايط عدم اعتماد به طرف مقابل، همه سعي در متهم كردن همديگر به انواع و اقسام تهمت ها و پرونده سازي براي همديگر مي كنند و اين يعني سقوط اخلاق در يك جامعه اخلاقي و ديني. ..
يكي ديگر از اقداماتي كه رسانه ملي و برخي خبر گزاري ها در راستاي عدم اعتماد جامعه اين روزها انجام مي دهد ،" آدم فروشي دولتي" است و درخواست از مردم براي ارائه عكس و فيلم و معرفي افراد شركت كننده در تجمعات.در اينكه هميشه عده اي از اين شلوغي ها سو استفاده مي كنند شكي نيست ولي اينكه يك بار رواني در جامعه ايجاد شود كه هر نفر به نفر كنار دستي اش در خيابان با ديده ي آدم فروش يا از آن طرف منافق و آشوب گر نگاه كند اقدامي ناشايست و خلاف اخلاق است كه مي تواند تبعات منفي براي جامعه در بر داشته باشد كه به راحتي قابل جبران هم نيست.اين موضوع خيلي قابل تامل است و جاي بحث زيادي هم دارد كه شايد بعدا در موردش بيشتر بنويسم..
پ.ن
1- معني "رافت اسلامي" را در برخورد با مردم(آشوب گران؟؟؟؟) در خيابان ها بيشتر حس كرديم....
2-در مورد حمله به كوي دانشگاه تهران براي دومين بار و شكستن حرمت دانشگاه و حوزه انديشه انتظار مي رفت رئيس دانشگاه تهران و ديگر دانشگاهها مانند روال معمول در تمام دنيا و تا معلوم شدن علل حمله و عوامل آن استعفا دهند.در اين وسط پرتقال فروش معلوم نيست چون همه دارند اين حركت را محكوم مي كنند و هيچ كسي هم ظاهرا نمي داند چه كساني و به دستور چه كسي/كساني به كوي دانشگاه تهران حمله كرده اند...
3- كتاب"دو قرن سكوت" نوشته دكتر زرين كوب را پيدا كردم و شروع به خواندن آن كرده ام . از آنجاييكه اين كتاب به بيان دويست سالي كه در تاريخ ايران گم است(از زمان ورود اسلام به ايران تا زمان روي كار آمدن حكومت طاهريان) و معلوم نيست چه اتفاق هايي افتاده است مي پردازد توصيه مي كنم حتما اون رو پيدا كنيد و بخونيدش .....
4- كتاب "قلعه حيوانات" نوشته جرج اورول اين روزها خيلي خواندنيه...
5- اين شعر زيباي پروين اعتصامي رو دوست خوبم آقاي گنجور در وبلاگ "پاراگراف بعد"(www.asemanabi28011.blogfa.com) به عنوان يك پست قرار داده بود كه با اجازه خودش اون رو اينجا مي ذارم.اميدوارم كه شما هم مثل من از خوندنش لذت ببريد:
روز شکار، پیرزنی با قباد گفت
کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست
روزی بیا به کلبهی ما از ره شکار
تحقیق حال گوشهنشینان گناه نیست
هنگام چاشت، سفرهی بی نان ما ببین
تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست
دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد
دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست
از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد
آب قنات بردی و آبی بچاه نیست
سنگینی خراج، بما عرضه تنگ کرد
گندم تُراست، حاصل ما غیر کاه نیست
در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید
بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست
حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است
کار تباه کردی و گفتی تباه نیست
صد جور دیدم از سگ و دربان به درگهت
جز سفله و بخیل، درین بارگاه نیست
ویرانه شد ز ظلم تو، هر مسکن و دهی
یغماگر است چون تو کسی، پادشاه نیست
مردی در آنزمان که شدی صید گرگ آز
از بهر مرده، حاجت تخت و کلاه نیست
یکدوست از برای تو نگذاشت دشمنی
یک مرد رزمجوی، ترا در سپاه نیست
جمعی سیاهروز سیهکاری تو اند
باور مکن که بهر تو روز سیاه نیست
مزدور خفته را ندهد مزد، هیچکس
میدان همت است جهان، خوابگاه نیست
تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم
بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست
سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق
در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|