تبليغاتX
غريبه اي نام آشنا - شما فكر مي كنيد آدم با كلاسي هستيد؟
 
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.دکتر شریعتی
 

 

 روزي چند بار اين كلمه يا اصطلاح رو مي شنويم ..كلاس....كلاست بالاست..خيلي با كلاسي...اين كار كلاس داره...كلاسم اجازه نمي ده اين كار رو بكنم..اين غذا رو بخورم...اين لباس كلاس داره.. كلاس كارت خيلي بالاست...خانواده ي ما با كلاسند  و........هميشه و همه جا اين واژه رو مي شنويم حتي انيميشن تصويري راهنمايي و رانندگي كه هر شب از تلويزيون پخش مي شه هم  به اين كلاس  اشاره مي كنه....بهتر نيست اين كلمه رو يه بار ديگه  بررسي كنيم كه آيا واقعا كلاس به همين چيزي مي گويند كه ما آن را بكار مي بريم و يا اينكه كلمه ي كلاس را مترادف فرهنگ بكار مي بريم آنجا كه مثلا مي گوييم خانواده ي ما با كلاسند منظورمان با فرهنگ بود آن هاست يا پولدار بودن آنها يا بالا بودن سطح  تحصيلات   يا  رعايت كردن موازين اخلاقي و عرفي  ودانستن آداب معاشرت...آداب زندگي آپارتمان نشيني آداب رانندگي ..آداب زندگي اجتماعي يا داشتن بينش سياسي و مطالعه زياد....يا فقط  كلاس را در غذا خوردن و لباس پوشيدن مي دانيم آنجا كه مثلا اگر كسي هميشه نصف بشقاب غذاش بمونه...نصف ساندويجش رو نخوره...از پيتزايي كه سفارش داده يه تيكه اش رو بيشتر نخوره..هر چند از شدت گرسنگي دل و روده اش به هم بيچه  ولي برا كلاس كار يه ذره بيشتر غذا نخوره.....يا مثلا براي كلاس كار لباسي رو بپوشيم كه نه به شكلمون مي آد نه به قيافه  مون..نه با رنگ پوستمون ست هست و نه حتي خودمون از پوشيدنش رضايت داريم و صرفا به اين دليل كه الان مد روز فلان كشور يا فلان هنرپيشه و خواننده  است و همه پوشيدن ما هم مي پوشيم..يا اينكه چند تا واژه ي انگليسي رو مدام تو صحبت هامون بكار ببريم .

من فكر مي كنم اگر كلاس را با تعبيرجامعه مترادف با فرهنگ بدانيم مي توان سه عامل مهم  وسه معيار مهم براي آن در نظر گرفت كه اگر خودمان را با آن معيار بسنجيم مي توانيم بفهميم كه ما آدم با كلاسي هستيم يا نه..اين معيار ها عبارتند از هنر ..اخلاق و علم......هنر برمي گرده به خلاقيت  ،‌نبوغ و تلاش در پي كسب يك مهارت در زندگي مانند نقاشي ،‌خط ،‌آشپزي،‌رانندگي ..، ورزش  و....اخلاق بر مي گردد به رفتار و توجه به ويژگيهاي انساني.، آداب معاشرت ،‌احترام متقابل ،‌نوع دوستي و روحيات  انساني مثبت مانند بشاش بودن ، خونسرد بودن ،‌حسن خلق ، تواضع ،‌فروتني ، خود كوچك بيني(با خود كم بيني كه ناشي از عدم اعتماد به نفس است اشتباه نشود) و در كل انسان بودن يك فرد و علم و آگاهي و دانش بر مي گردد به سطح فكر  ،‌ميزان تحصيلات، معلومات . منطقي بودن ،خوب ديدن و خوب فكر كردن ، آزاد انديشي و سيستمي نگاه كردن به دنيا (بر خلاف ديدگاه مقطعي و تك بعدي ديدن پيرامون)...

حالا به اعتقاد شما ما آدم با كلاسي هستيم يا نه؟ اينكه برا همديگه الكي كلاس مي ذاريم درسته يا نه؟اينكه  كلاس خودمون رو بالا تر از بقيه مي دونيم درسته يا نه؟ ژاپني ها  اعتقاد دارند كه براي اينكه تشخيص دهید يك شخص ، يك جامعه يا يك شهر  با كلاسند(با فرهنگ هستند)  به نوع رانندگي آنان نگاه كنيد اونوقت قضاوت كنيد.......

اين به نظر من يه معيار خيلي ساده در شناخت آدماي دورو برمون هست  بدون در نظر گرفتن ادعايي كه مي كنند

به نظر شما حالا  ما با اين نوع رانندگي و عدم توجه به قانون و حق طرف مقابل و راننده  مقابل و تلاش براي زود تر رسيدن به مقصد تحت هر شرايطي بدون در نظر گرفتن ديگران و قانون ، آدماي با كلاسي هستيم؟

مي گن ايراني ها تو هر چيزي و هر كاري تعارف مي كنند غير از رانندگي...و اگر اين رانندگي مبناي كلاسمون قرار بگيره  كه ما  تعطيليم.

اگر قرار بود كه سه عامل هنر ،‌اخلاق و علم مبناي كلاس قرار بگيره  كه ديگه هيچي؟مثلا فقط  ميزان تحصيلاتمون..ميزان دانش و آگاهي مون ميزان مطالعه و آخرين كتاب و مقالاتي كه خونديم اگه مبناي كلاسمون قرار بگيره  نظرمون در مورد خودمون چيه؟............

 

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:2  توسط حسين حيدري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM